حالا که از دستش راحت شده‌ام ، اول مثلثی می‌شوم، نه مربع، شاید هم استوانه‌ای. نه! نه! این همه سال توی آن قالب استوانه‌ای بودم... آه باورم نمی‌شود که بالاخره رها شده‌ام. چقدر بزرگ و کوچک می‌شد. این آخری‌ها هم شکمش شده بود به بزرگي يك توپ بسکتبال. خوب بهتر هست بجای فکر کردن به گذشته به فکر آینده  باشم. حالا باید چه کار بکنم؟

-        ببخشید شما به تازگی جدا شده اید؟

-        بله. بله. همین چند دقیقه قبل.

-        بفرمایید سوار شوید تا آسمان راه درازی داریم ...

-        ممنون. شما هم روح هستید؟

-        مي‌شود گفت ... ما فرشته هستیم.